سفر به ترسناک ترین مکان های دنیا: گشتی در اعماق وحشت:
به گزارش تعطیلات رو، در سراسر جهان، مکانهایی وجود دارند که داستانهایشان با ترس، رمز و راز و پدیدههای ماوراءالطبیعه گره خورده است. این نقاط که اغلب پیشینهای از تراژدی، مرگ و حوادث هولناک را در دل خود دارند، به مقاصدی برای گردشگران شجاع و علاقهمندان به "گردشگری تاریک" تبدیل شدهاند. اما چه چیزی انسان را به سوی این مکانهای وهمانگیز میکشاند؟
از منظر روانشناسی، این جذابیت ریشه در تجربه هیجان در یک محیط امن و کنترلشده دارد. هنگامی که فرد در موقعیتی ترسناک قرار میگیرد، مغز با ترشح آدرنالین، اندورفین و دوپامین، حالتی از سرخوشی طبیعی را تجربه میکند. پس از پایان تجربه و اطمینان از امنیت، احساس غلبه بر ترس، اعتماد به نفس فرد را افزایش میدهد. این پدیده که به شکلگیری شاخهای از گردشگری به نام «گردشگری تاریک» (Dark Tourism) منجر شده، به سفرهایی اطلاق میشود که به مکانهای مرتبط با مرگ، فاجعه و رنج صورت میگیرد. هدف از این سفرها فراتر از تفریح، شامل تأمل، یادگیری از گذشته و ادای احترام به قربانیان است.
برای دریافت مشاوره و خدمات تخصصی گردشگری و سفر به سراسر دنیا با مجری مستقیم تورهای مسافرتی و گردشگری همراه باشید.
در این راهنما ، سفری به برخی از این مکانهای وهمانگیز خواهیم داشت و داستانهای پشت پردهی شهرت خوفناک آنها را مرور میکنیم.
1. جزیره عروسکها، مکزیک (La Isla de las Muñecas)
در میان کانالهای آرام سوچیمیلکو در نزدیکی مکزوسیتی، جزیرهای کوچک و مصنوعی قرار دارد که به یکی از وحشتناکترین نقاط روی زمین شهرت یافته است. درختان این جزیره به جای میوه، با صدها عروسک کهنه، فرسوده و اغلب تکهپاره "تزئین" شدهاند.
داستان پشت این جزیره:افسانهها میگویند که تنها ساکن این جزیره، مردی به نام "جولیان سانتانا باررا" بود. او پس از پیدا کردن جسد دختربچهای که در کانال نزدیک جزیره غرق شده بود، برای آرام کردن روح سرگردان او، شروع به آویزان کردن عروسک از درختان کرد. این کار برای دههها ادامه یافت تا اینکه خود جولیان نیز به طرز مشکوکی در همان حوالی غرق شد. امروزه بازدیدکنندگان ادعا میکنند که عروسکها زمزمه میکنند، چشمانشان آنها را دنبال میکند و فضایی سنگین و وهمآلود بر جزیره حاکم است.
2. جنگل آئوکیگاهارا، ژاپن (Aokigahara Forest)
در دامنه شمال غربی کوه فوجی، جنگلی انبوه و ساکت به نام آئوکیگاهارا قرار دارد که با نامهای «جنگل خودکشی» و «دریای درختان» شناخته میشود. شهرت شوم این جنگل ریشه در ترکیبی از ویژگیهای طبیعی منحصربهفرد، افسانههای تاریخی و تأثیرات فرهنگی مدرن دارد.
ریشههای شهرت شوم:
- طبیعت وهمانگیز: این جنگل بر روی گدازههای آتشفشانی سختشده از فوران سال 864 میلادی کوه فوجی شکل گرفته است. بستر متخلخل گدازهها صدا را جذب میکند و سکوتی غیرعادی و عمیق در جنگل حاکم میکند. تراکم بسیار بالای درختان مانع نفوذ باد و نور خورشید شده و فضایی تاریک و منزوی به وجود میآورد. علاوه بر این، وجود ذخایر غنی آهن مغناطیسی در خاک آتشفشانی، عملکرد قطبنماها و دستگاههای GPS را مختل کرده و به حس سرگردانی و اسرارآمیز بودن آن میافزاید.
- افسانههای یورئی و اوباسوته: این جنگل از دیرباز با «یورئی» (Yūrei) یا ارواح سرگردان مردگان در اساطیر ژاپن پیوند خورده است. این باور با افسانه «اوباسوته» (Ubasute) تقویت شده است؛ روایتی که طبق آن، در دوران قحطی، خانوادهها افراد سالخورده یا ناتوان خود را در این جنگل رها میکردند تا بمیرند. اگرچه مورخان این رسم را بیشتر یک افسانه میدانند، اما داستان ارواح سرگردان این افراد، به خصوص ارواح زنانی که با رنج مردهاند، به شکلگیری هالهای از وحشت در اطراف جنگل کمک کرده است.
- تأثیرات فرهنگی مدرن: شهرت معاصر جنگل به عنوان مکانی برای خودکشی، پس از انتشار رمانهای «کوروی جوکای» (دریای سیاه درختان) و «برج امواج» اثر سیچو ماتسوموتو در دهه 1960 به شدت افزایش یافت که در آنها شخصیتهای داستان در این جنگل خودکشی میکنند.
اقدامات پیشگیرانه:در پاسخ به این پدیده غمانگیز، دولت ژاپن و گروههای داوطلب اقدامات گستردهای را به اجرا گذاشتهاند:
- نصب تابلوهای امیدبخش: در ورودیهای جنگل تابلوهایی با پیامهایی مانند «زندگی هدیهای گرانبها از طرف والدین شماست» و «لطفاً قبل از تصمیمگیری با پلیس مشورت کنید» به همراه شماره تلفن خطوط کمک اضطراری نصب شده است.
- گشتزنی و نظارت: پلیس و گروههای داوطلب به طور منظم در جنگل گشتزنی میکنند تا به افراد در معرض خطر کمک کنند. همچنین دوربینهای مداربسته در ورودیها برای نظارت بر افراد نصب شده است.
- عدم انتشار آمار: از سال 2010، مقامات محلی برای کاهش شهرت منفی جنگل و جلوگیری از خودکشیهای تقلیدی، از انتشار آمار رسمی خودکشی در این منطقه خودداری میکنند.
3. دخمههای پاریس، فرانسه (Catacombs of Paris) - امپراتوری مردگان
در زیر خیابانهای پر زرق و برق پاریس، دنیایی تاریک و مرگبار نهفته است: شبکهای عظیم از تونلهای زیرزمینی که بقایای بیش از شش میلیون انسان را در خود جای داده است.
تاریخچه شکلگیری از دل بحران بهداشتی:در قرن هجدهم، پاریس با یک بحران بهداشتی-اجتماعی بزرگ روبرو بود. گورستانهای شهر، بهویژه «گورستان معصومین» (Cimetière des Saints-Innocents) که قدیمیترین و بزرگترین قبرستان پاریس بود، به دلیل انباشت بیش از حد اجساد به منبع آلودگی و بیماری تبدیل شده بودند. بوی تعفن ناشی از تجزیه اجساد، سلامت عمومی را تهدید میکرد و زندگی ساکنان و کسبه اطراف را مختل کرده بود.نقطه اوج این بحران در سال 1780 رخ داد؛ زمانی که دیوار یکی از سردابههای مجاور قبرستان به دلیل فشار اجساد و بارشهای طولانی، فرو ریخت و اجساد پوسیده به ملک مجاور سرازیر شدند. این رویداد هولناک، مقامات را وادار به اقدامی فوری کرد.
راه حل زیرزمینی:در سال 1785، تصمیم گرفته شد بقایای مردگان به معادن سنگ آهک متروکه در عمق 20 متری زیر شهر، معروف به «تونلهای تومب-ایسوار»، منتقل شوند. عملیات انتقال از سال 1786، عمدتاً در شب برای جلوگیری از وحشت عمومی، آغاز شد و دو سال به طول انجامید. در نهایت، بقایای بیش از شش میلیون نفر تا سال 1814 به این دخمهها منتقل شد. بعدها، لوئی-اتیین هéricart de Thury، بازرس معادن، تصمیم گرفت این فضا را به یک استخوانگاه (Ossuary) هنری تبدیل کند. امروزه، دیوارهای این دخمهها با جمجمهها و استخوانهایی که با نظمی هنرمندانه چیده شدهاند، پوشانده شده و بر سر در ورودی آن نوشته شده است: «!Arrête! C'est ici l'empire de la Mort» (بایست! اینجا امپراتوری مرگ است).
4. چرنوبیل و شهر پریپیات، اوکراین - شهری که در زمان منجمد شد
شهر پریپیات در شمال اوکراین، که زمانی با جمعیت حدود 50 هزار نفر، شهری مدرن و پرجنبوجوش برای کارکنان نیروگاه هستهای چرنوبیل بود، پس از فاجعه 26 آوریل 1986 به یک «شهر ارواح» تبدیل شد.
کپسول زمان ترسناک: روند تخلیه و تولد یک شهر ارواحفاجعه در ساعت 1:23 بامداد 26 آوریل 1986 با انفجار رآکتور شماره 4 نیروگاه چرنوبیل رخ داد. با این حال، به دلیل پنهانکاری مقامات شوروی، زندگی در پریپیات برای ساعتها به روال عادی ادامه داشت و ساکنان بیخبر از تشعشعات مرگبار، به کارهای روزمره خود مشغول بودند.
- تخلیه با تأخیر: سرانجام 36 ساعت پس از انفجار، در حدود ساعت 2 بعد از ظهر 27 آوریل، اعلامیهای از رادیو پخش شد که از ساکنان میخواست برای یک «تخلیه موقت سهروزه» آماده شوند. به آنها گفته شد که فقط مدارک و وسایل ضروری را بردارند، زیرا به زودی به خانههایشان بازخواهند گشت؛ وعدهای که هرگز محقق نشد.
- ترک ابدی: بیش از هزار اتوبوس در عرض چند ساعت، تمام شهر را تخلیه کردند. ساکنان با این تصور که به زودی بازمیگردند، خانهها، وسایل شخصی، حیوانات خانگی و تمام خاطرات خود را پشت سر گذاشتند.
وضعیت کنونی: موزهای از زندگی متوقفشدهامروزه پریپیات شهری است که در زمان متوقف شده و به موزهای زنده از دوران شوروی تبدیل شده است.
- مکانهای نمادین: چرخوفلک معروفی که قرار بود چند روز پس از فاجعه افتتاح شود اما هرگز به کار نیفتاد، به نماد این شهر تبدیل شده است. مدارس با کتابهای باز روی میزها و ماسکهای ضد گاز رها شده، بیمارستانی که لباسهای به شدت آلوده اولین آتشنشانان هنوز در زیرزمین آن باقی مانده، و استخر شنای لازورنی، همگی تصویری آخرالزمانی و غمانگیز را به نمایش میگذارند.
- روایت خاموش اشیاء: آپارتمانها پر از وسایل شخصی هستند؛ از اسباببازیهای کودکان گرفته تا روزنامههایی که تاریخ آخرین روز زندگی در شهر را نشان میدهند. این اشیاء، روایتی خاموش از زندگیهایی هستند که به ناگهان متوقف شدند.
5. جزیره پووگلیا، ایتالیا (Poveglia Island) - جزیره ارواح
این جزیره کوچک و متروک در تالاب ونیز، گذشتهای چنان تاریک دارد که به «جزیره ارواح» و یکی از تسخیرشدهترین مکانهای جهان شهرت یافته است. تاریخ شوم پووگلیا در دو دوره کلیدی خلاصه میشود:
دوره اول: ایستگاه قرنطینه (لازارتو) قربانیان طاعونشهرت هولناک پووگلیا از قرن چهاردهم و با شیوع مرگبار طاعون سیاه آغاز شد. به دلیل موقعیت جدا افتادهاش، این جزیره به مکانی ایدهآل برای قرنطینه مبتلایان تبدیل شد. از سال 1793 تا 1814، پووگلیا رسماً به عنوان یک ایستگاه قرنطینه (لازارتو) برای کشتیهایی که قصد ورود به ونیز را داشتند، عمل میکرد. هر فردی که کوچکترین علائم بیماری را داشت، به این جزیره فرستاده میشد؛ سفری که برای اکثر آنها بیبازگشت بود. تخمین زده میشود که بیش از 160,000 نفر در این جزیره جان باختند و اجسادشان در گورهای دستهجمعی سوزانده یا دفن شد. این حجم عظیم مرگ، افسانهای را به وجود آورده که میگوید حدود 50 درصد از خاک جزیره از خاکستر و بقایای انسانی تشکیل شده است.
دوره دوم: تیمارستان مخوف و افسانه پزشک دیوانهدر سال 1922، فصل تاریک دیگری در تاریخ جزیره با تبدیل ساختمانهای آن به یک بیمارستان روانی آغاز شد. انزوای جزیره، آن را به مکانی مناسب برای پنهان کردن وقایع هولناک درون بیمارستان تبدیل کرد.
- افسانه پزشک دیوانه: بر اساس افسانههای محلی، یکی از پزشکان بیمارستان، آزمایشهای غیرانسانی مانند لوبوتومی را با ابزارهای ابتدایی مانند مته و چکش بر روی بیماران انجام میداد.
- سرنوشت پزشک: روایات میگویند که او سرانجام، در حالی که توسط ارواح قربانیان طاعون و بیمارانی که شکنجه کرده بود تسخیر شده بود، دچار جنون شد و خود را از بالای برج ناقوس بیمارستان به پایین پرتاب کرد.این بیمارستان در سال 1968 تعطیل شد و از آن زمان، جزیره پووگلیا برای همیشه متروکه باقی مانده و ورود به آن ممنوع است.
6. جنگل هویا باچو، رومانی (Hoia Baciu Forest) - مثلث برمودای رومانی
این جنگل با وسعت بیش از 250 هکتار در نزدیکی شهر کلوژ-نپوکا، به "مثلث برمودای رومانی" مشهور است و به دلیل گزارشهای متعدد از پدیدههای غیرعادی و ماوراءالطبیعه شهرت جهانی دارد.
تاریخچه شهرت: از چوپان گمشده تا عکس UFOشهرت جنگل با افسانه ناپدید شدن چوپانی به نام «هویا باچو» به همراه گله 200 رأسی گوسفندانش آغاز شد. شهرت بینالمللی آن در دهه 1960 با تحقیقات زیستشناسی به نام الکساندرو سفت و ثبت یک عکس مشهور از یک شیء پرنده دیسکی شکل (UFO) توسط تکنسین نظامی، امیل بارنئا، در سال 1968 به اوج رسید.
پدیدههای غیرقابل توضیح:
- دایره بیگیاه (Poiana Rotundă): در مرکز جنگل، یک دایره کامل وجود دارد که هیچ گیاهی در آن رشد نمیکند. با وجود اینکه آزمایشهای خاک هیچ دلیل علمی برای این پدیده ارائه نکردهاند، بسیاری آن را دروازهای به بعدی دیگر میدانند.
- درختان عجیب: درختان این جنگل برخلاف الگوی طبیعی، به شکلی کج، مارپیچ و پیچخورده، اغلب در جهت عقربههای ساعت، رشد کردهاند.
- مشاهدات UFO و تجربیات بازدیدکنندگان: این جنگل یکی از نقاط داغ مشاهده UFO است. بسیاری از بازدیدکنندگان از احساس اضطراب شدید، تهوع، سردرد، مشاهده نورهای عجیب و سایههای سرگردان خبر دادهاند. پدیده «زمان گمشده»، که در آن افراد ساعتها از زمان را به خاطر نمیآورند، و داستان ناپدید شدن دختری پنج ساله که پنج سال بعد بدون هیچ تغییری پیدا شد، به اسرارآمیز بودن آن افزوده است.
7. قلعه برن، رومانی (Bran Castle) - خانه افسانهای دراکولا
قلعه برن یکی از مشهورترین مقاصد گردشگری تاریک در جهان است که به اشتباه به عنوان «قلعه دراکولا» شهرت جهانی یافته است.
تاریخچه واقعی قلعه:این قلعه بین سالهای 1377 و 1388 میلادی به عنوان یک دژ نظامی استراتژیک ساخته شد. در سال 1920، قلعه به ملکه ماری رومانی هدیه داده شد و به یک اقامتگاه سلطنتی تبدیل گشت. امروزه این قلعه یک موزه است.
ارتباط ضعیف با ولاد به میخکشنده:شخصیت تاریخی الهامبخش کنت دراکولا، ولاد سوم، شاهزاده والاچیا بود که به دلیل بیرحمی شدیدش شهرت داشت. با این حال، هیچ سند تاریخی معتبری وجود ندارد که نشان دهد ولاد سوم در قلعه برن زندگی کرده است. ارتباط او با این قلعه بسیار ضعیف و محدود است.
چگونه قلعه برن به "قلعه دراکولا" تبدیل شد؟این شهرت تماماً مدیون رمان «دراکولا» اثر برام استوکر (1897) است. استوکر که هرگز به رومانی سفر نکرده بود، قلعه کنت دراکولا را به گونهای توصیف کرد که شباهت زیادی به ظاهر قلعه برن داشت. همین شباهت ظاهری کافی بود تا صنعت گردشگری، این قلعه را به عنوان خانه دراکولا معرفی کند.
8. دروازه جهنم، ترکمنستان (Darvaza Gas Crater)
در قلب صحرای قرهقوم ترکمنستان، گودالی عظیم قرار دارد که بیش از 50 سال است بیوقفه در آتش میسوزد. این دهانه گازی که به "دروازه جهنم" معروف شده، در اثر فروریختن یک میدان گازی زیرزمینی در دوران شوروی به وجود آمد. زمینشناسان برای جلوگیری از انتشار گاز متان، آن را به آتش کشیدند، با این تصور که آتش پس از چند هفته خاموش خواهد شد؛ اما این آتش همچنان شعلهور است و منظرهای مهیب و فرازمینی، بهویژه در شب، ایجاد میکند.
خلاصه
جهان پر از مکانهایی است که به دلیل تاریخچه تراژیک، داستانهای وهمآور و پدیدههای غیرقابل توضیح، به عنوان نقاطی ترسناک شناخته میشوند. این پدیده که به «گردشگری تاریک» معروف است، ریشه در تمایل روانی انسان برای تجربه ترس در محیطی امن و کنترلشده دارد. این گزارش به بررسی برخی از مشهورترین این مکانها پرداخت:
- جزیره عروسکها (مکزیک): مکانی تسخیر شده با صدها عروسک آویزان که به روح یک دختر غرق شده تقدیم شدهاند.
- جنگل آئوکیگاهارا (ژاپن): معروف به «جنگل خودکشی»، مکانی با ریشههای اساطیری (یورئی و اوباسوته)، ویژگیهای طبیعی وهمآور و محل اقدامات گسترده پیشگیرانه دولت ژاپن.
- دخمههای پاریس (فرانسه): یک گورستان زیرزمینی عظیم که در پاسخ به بحران بهداشتی قبرستانهای قرن هجدهم پاریس ایجاد شد و بقایای بیش از شش میلیون انسان را در خود جای داده است.
- چرنوبیل و پریپیات (اوکراین): شهر ارواحی که پس از فاجعه هستهای متروکه شد. تخلیه آن 36 ساعت پس از انفجار و به بهانه یک غیبت «موقت سهروزه» صورت گرفت و ساکنان مجبور به ترک تمام زندگی خود شدند.
- جزیره پووگلیا (ایتالیا): جزیرهای نفرین شده با دو دوره تاریخی تاریک: ابتدا به عنوان قرنطینه قربانیان طاعون با بیش از 160,000 کشته و سپس به عنوان یک تیمارستان مخوف با افسانههایی از آزمایشهای غیرانسانی.
- جنگل هویا باچو (رومانی): مشهور به «مثلث برمودای رومانی» با پدیدههای ماوراءالطبیعه مانند دایرهای که در آن گیاهی نمیروید، درختان کج و معوج، و گزارشهایی از تجربه «زمان گمشده» توسط بازدیدکنندگان.
- قلعه برن (رومانی): قلعهای تاریخی که به لطف رمان «دراکولا» اثر برام استوکر، به اشتباه به عنوان خانه این خونآشام افسانهای شهرت یافته است.
- دروازه جهنم (ترکمنستان): یک دهانه گازی که دهههاست در حال سوختن است و منظرهای آخرالزمانی دارد.
این مکانها، چه به دلیل واقعیتهای تاریخی و چه به خاطر افسانههای محلی، کنجکاوی و ترس انسان را برمیانگیزند و یادآور جنبههای تاریک و ناشناخته دنیای ما هستند.