کالری چیست و چرا شمارش آن باعث سردرگمی مردم در خوردن و ورزش می گردد؟
به گزارش تعطیلات رو، تصور کنید در مقابل یک ویترین رنگارنگ ایستاده اید و میان انتخاب یک سیب ترد و یک بسته کوچک بیسکویت رژیمی مردد هستید. روی هر دو برچسب عدد یکسانی درج شده است: 100 کالری (Calorie). در نگاه اول، منطق ریاضی حکم می نماید که هر دو انتخاب برای بدن شما خروجی یکسانی داشته باشند، اما حقیقت علمی که در پشت این اعداد پنهان شده، بسیار پیچیده تر و گاهی کاملاً متناقض است.
واژه کالری که امروزه به بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ سلامت و تناسب اندام تبدیل شده، برای بسیاری از مردم چیزی فراتر از یک عدد گنگ نیست. ما مدام این واحد را می شماریم، برای سوزاندن آن عرق می ریزیم و بر اساس آن از لذت خوردن محروم می شویم، اما به ندرت می دانیم که این واحد اساساً چگونه محاسبه می شود و چرا در بیشتر مواقع، محاسبات ما با واقعیت بیولوژیکی بدنمان همخوانی ندارد.
ابهام در مفهوم کالری تنها یک خطای محاسباتی ساده نیست؛ بلکه ریشه در تفاوت بنیادین میان فیزیک آزمایشگاهی و بیولوژی انسانی دارد. در حالی که ماشین ها سوخت را با بازدهی مشخصی مصرف می نمایند، بدن انسان یک سیستم پویا و به شدت هوشمند است که تحت تأثیر هورمون ها، آنزیم ها و حتی باکتری های روده عمل می نماید.
در این مقاله، قصد داریم از پوسته ظاهری اعداد عبور کنیم و به عمق این پرسش برویم که چرا مفهوم کالری تا این حد برای عموم مردم گیج نماینده است و چگونه درک نادرست از این واحد اندازه گیری، می تواند کوشش های ما برای رسیدن به سلامتی را به بن بست بکشاند. با نگاهی تازه به یافته های نوین، خواهیم فهمید که کالری ها برابر خلق نشده اند و شمارش آن ها بدون در نظر گرفتن کیفیت، مسیری است که به مقصد نخواهد رسید.
1- ریشه فیزیکی کالری؛ وقتی غذا را به آتش می کشند
آیا می دانستید؟
واحد کالری در ابتدا برای سنجش انرژی موتورهای بخار ابداع شد و تا دهه ها هیچ ارتباطی با تغذیه انسان نداشت. دانشمندان قرن نوزدهم معتقد بودند بدن انسان صرفاً نوعی کوره حرارتی است که غذا را مانند زغال سنگ می سوزاند.
علت اصلی گیج نماینده بودن کالری برای مردم، ریشه در نحوه اندازه گیری اولیه آن در آزمایشگاه دارد. برای معین اندازه انرژی موجود در یک تکه نان یا یک قاشق روغن، دانشمندان از دستگاهی به نام کالریمتر بمبی (Bomb Calorimeter) استفاده می نمایند. در این فرآیند، نمونه غذا به معنای واقعی کلمه در محیطی پر از اکسیژن خالص سوزانده می شود تا تمام پیوندهای شیمیایی آن شکسته و گرمای حاصل از آن اندازه گیری شود. یک کالری در تعریف علمی، اندازه انرژی مورد احتیاج برای افزایش دمای یک گرم آب به اندازه یک درجه سانتی گراد است. مشکل از همین جا آغاز می شود؛ بدن انسان یک بمب حرارتی یا کوره فلزی نیست. ما غذا را نمی سوزانیم، بلکه آن را به وسیله فرآیندهای پیچیده شیمیایی هضم (Digestion) و جذب می کنیم. این تفاوت فاحش میان انفجار در لوله آزمایش و سوخت وساز در سلول های زنده، اولین خشت کج در درک عمومی از این واژه است.
2- خطای سیستم اتواتر و اعداد تقریبی روی بسته بندی ها
بسیاری از مردم تصور می نمایند اعدادی که روی بسته بندی مواد غذایی می بینند، با دقت میلی گرمی و آزمایش های روزانه معین شده اند. اما واقعیت این است که بیشتر این اعداد بر اساس سیستمی موسوم به اتواتر (Atwater System) که بیش از یک قرن پیش ابداع شد، محاسبه می شوند. در این سیستم، به هر گرم کربوهیدرات و پروتئین 4 کالری و به هر گرم چربی 9 کالری اختصاص داده شده است. این سیستم به شدت ساده انگارانه است و بسیاری از متغیرها را نادیده می گیرد. به عنوان مثال، انرژی مورد احتیاج برای هضم پروتئین بسیار بیشتر از کربوهیدرات است؛ یعنی بدن شما در حین پردازش پروتئین، بخشی از کالری خود آن را مصرف می نماید، در حالی که سیستم اتواتر این اثر گرمایی غذا (Thermic Effect of Food) را به درستی در محاسبات نهایی لحاظ نمی نماید. همین موضوع باعث می شود فرد با مصرف دو ماده غذایی با کالری یکسان، نتایج کاملاً متفاوتی را در وزن خود مشاهده کند و دچار سرخوردگی شود.
3- ساختار فیزیکی غذا؛ کالری پنهان در بافت های سخت
یکی از بزرگ ترین چالش هایی که باعث گنگی واژه کالری می شود، نادیده گرفتن ساختار یا ماتریکس غذا (Food Matrix) است. پژوهش های نوین نشان می دهند که اگر شما 100 کالری بادام خام بخورید، بدن شما تنها حدود 70 تا 80 درصد آن را جذب می نماید؛ زیرا دیواره های سلولی بادام خام به قدری محکم هستند که آنزیم های گوارشی نمی توانند به تمام چربی داخل آن دسترسی پیدا نمایند. در مقابل، اگر همان 100 کالری را به صورت کره بادام زمینی مصرف کنید، به علت اینکه فرآیند صنعتی دیواره سلولی را تخریب نموده است، تقریباً تمام کالری آن جذب می شود. مردم در هنگام مطالعه برچسب ها فقط عدد 100 را می بینند و نمی دانند که آیا بدنشان واقعاً قادر به استخراج این انرژی هست یا خیر. این تفاوت بین کالری موجود و کالری قابل جذب (Bioavailable Calories) همان چیزی است که باعث می شود بسیاری از رژیم های مبتنی بر اعداد محض، با شکست روبرو شوند.
4- نقش هورمون ها در تغییر سرنوشت انرژی
مردم اغلب کالری را مانند موجودی حساب بانکی می بینند؛ اگر وارد شود باید ذخیره شود و اگر خرج شود کم می شود. اما بدن ما بیشتر شبیه به یک ترموستات هوشمند عمل می نماید تا یک ماشین حساب ساده. وقتی ما کالری مصرف می کنیم، هورمون هایی مانند انسولین (Insulin) معین می نمایند که این انرژی باید به مصرف سوخت سلولی برسد یا در بافت های چربی ذخیره شود. مصرف کالری حاصل از قندهای ساده باعث جهش ناگهانی انسولین می شود که به بدن دستور ذخیره سازی می دهد، در حالی که همان اندازه کالری حاصل از چربی های سالم یا فیبر، واکنش هورمونی کاملاً متفاوتی ایجاد می نماید. به همین علت است که عبارت یک کالری، یک کالری است از نظر بیولوژیکی کاملاً غلط است. این تداخل هورمونی باعث می شود افراد با وجود رعایت سقف کالری، همچنان با افزایش چربی شکمی روبرو شوند و واژه کالری برایشان به معما تبدیل شود.
5- میکروبیوم روده؛ شرکای پنهان در تقسیم غنایم انرژی
شاید نشنیده باشید:
تفاوت در جمعیت باکتری های روده می تواند باعث شود دو نفر با خوردن یک وعده غذایی دقیقاً یکسان، تا 150 کالری تفاوت در جذب انرژی داشته باشند. بعضی باکتری ها در استخراج کالری از فیبرها بسیار حریص تر عمل می نمایند.
یکی از دلایل اصلی گیج نماینده بودن کالری این است که ما معمولاً نقش مستأجران دستگاه گوارشمان، یعنی میکروب های روده (Gut Microbiome) را نادیده می گیریم. تحقیقات نوین نشان می دهند که جامعه باکتریایی هر فرد مانند یک اثر انگشت منحصربه فرد عمل می نماید. بعضی از انواع باکتری ها قادرند پیوندهای شیمیایی مواد غذایی را که بدن انسان به تنهایی قادر به شکستن آن ها نیست، خرد نموده و انرژی اضافه فراوری نمایند. این یعنی یک بشقاب سالاد برای فردی با باکتری های خاص، ممکن است کالری بیشتری نسبت به فردی دیگر فراوری کند. وقتی مردم می بینند که با وجود مصرف کالری کمتر از دوستانشان، همچنان وزن اضافه می نمایند، دچار سردرگمی می شوند؛ زیرا آن ها فقط کالری ورودی به دهان را می شمارند، نه کالری که باکتری ها برایشان نقد می نمایند.
6- پردازش صنعتی و فریب کالری های سریع
در دنیای مدرن، واژه کالری با مفهوم پردازش (Processing) گره خورده است. مواد غذایی فوق فرآوری شده به گونه ای طراحی شده اند که پیش هضم شده باشند. وقتی شما یک دانه غلات کامل را مصرف می کنید، بدن باید زمان و انرژی زیادی صرف کند تا پوسته آن را بشکند (فرآیندی که خود کالری سوز است). اما در محصولات صنعتی، این دیواره ها در کارخانه شکسته شده اند. در نتیجه، کالری این مواد با سرعت بسیار بالایی جذب خون می شود. این پدیده باعث می شود که کالری روی برچسب با کالری واقعی تحمیل شده به متابولیسم تفاوت فاحشی داشته باشد. مصرف نمایندگان اغلب در تله این برچسب های یکسان می افتند، غافل از اینکه بدن برای جذب 100 کالری از کلم بروکلی انرژی مصرف می نماید، اما 100 کالری نوشابه را بدون هیچ زحمتی و در کمترین زمان ممکن به ذخایر چربی منتقل می نماید.
7- خطای دید در رستوران ها و تله سایز بزرگ
یکی از جنبه های فان و در عین حال تلخ در خصوص کالری، ناتوانی ذاتی انسان در تخمین بصری انرژی است. مطالعات نشان می دهند که حتی متخصصان تغذیه نیز وقتی با یک پرس غذای حجیم روبرو می شوند، اندازه کالری آن را تا 30 درصد کمتر برآورد می نمایند. این موضوع در رستوران ها به یک بحران تبدیل می شود. اصطلاحاتی مانند سایز میانه یا سهم استاندارد در دهه های اخیر به شدت تغییر نموده اند. آنچه امروز یک لیوان معمولی نوشابه نامیده می شود، دو برابر بزرگتر از استانداردهای چند دهه پیش است. مردم به علت این تورم سهم غذا (Portion Distortion)، حس تشخیص خود را از دست داده اند. واژه کالری گنگ است چون ما سعی می کنیم یک مفهوم میکروسکوپی و شیمیایی را با چشم غیرمسلح و در محیطی که به نفع پرخوری طراحی شده، اندازه بگیریم.
8- پارادوکس ورزش؛ چرا تردمیل به ما دروغ می گوید؟
بسیاری از مردم کالری را از دریچه نمایشگرهای دستگاه های ورزشی می شناسند. حتماً دیده اید که پس از نیم ساعت دویدن، دستگاه عدد 300 کالری را نشان می دهد. اما این عدد یکی از بزرگ ترین منابع سوءتفاهم است. اولاً، این دستگاه ها تفاوت های فردی مانند ترکیب بدنی، سطح هورمونی و بهره وری مکانیکی فرد را در نظر نمی گیرند. ثانیاً، پدیده ای به نام جبران متابولیک (Metabolic Compensation) وجود دارد؛ بدن انسان بعد از یک فعالیت شدید، به طور اتوماتیک فعالیت های ناخودآگاه خود (مانند تکان دادن پا یا پلک زدن) را در باقی ساعات روز کاهش می دهد تا انرژی از دست رفته را جبران کند. در نتیجه، آن 300 کالری که فکر می کردید سوزانده اید، در عمل ممکن است تأثیر بسیار کمتری بر تراز نهایی انرژی شما داشته باشد. اینجاست که فرد با وجود ورزش مداوم، تغییری در وزن خود نمی بیند و مفهوم کالری برایش به یک دروغ بزرگ تبدیل می شود.
9- حافظه متابولیک؛ چرا بدن ما علیه اعداد شورش می نماید؟
خوب است بدانید:
بدن انسان دارای یک نقطه تنظیم (Set Point) است که مانند ترموستات عمل می نماید. اگر کالری را به شدت کاهش دهید، بدن نرخ متابولیسم پایه را پایین می آورد تا از قحطی فرضی جلوگیری کند.
یکی از پیچیده ترین دلایل گنگ بودن مفهوم کالری برای عموم، نادیده گرفتن واکنش دفاعی بدن به کاهش انرژی است. بسیاری تصور می نمایند اگر روزانه 500 کالری کمتر مصرف نمایند، به صورت خطی و همیشگی وزن کم خواهند کرد. اما بیولوژی ما بسیار زیرک تر از ریاضیات ماست. وقتی کالری ورودی کاهش می یابد، هورمون لپتین (Leptin) کاهش پیدا نموده و سیگنال گرسنگی به شدت تقویت می شود. هم زمان، بدن کارایی میتوکندری ها را بالا می برد تا با همان اندازه اندک سوخت، کارهای بیشتری انجام دهد. این یعنی کالری خروجی ثابت نیست و تابعی از کالری ورودی است. این تعامل پویا باعث می شود که محاسبات ساده روی کاغذ در دنیای واقعی به بن بست بخورند و فرد احساس کند که قوانین فیزیک برای او کار نمی نمایند.
10- کالری های تهی و فریب ترازو
واژه کالری تهی (Empty Calories) به موادی اشاره دارد که انرژی زیادی فراهم می نمایند اما فاقد ریزمغذی ها مانند ویتامین ها و مواد معدنی هستند. گنگی موضوع زمانی دوچندان می شود که مردم متوجه نمی شوند کمبود مواد مغذی چگونه بر اشتها تأثیر می گذارد. وقتی شما غذایی با کالری بالا اما ارزش غذایی کم می خورید، سلول های بدن شما همچنان سیگنال گرسنگی سلولی ارسال می نمایند، زیرا آن ها در پی مواد شیمیایی خاصی برای واکنش های آنزیمی هستند، نه فقط سوخت. در نتیجه، شما ممکن است 2000 کالری مصرف نموده باشید اما مغزتان همچنان فرمان خوردن صادر کند. این تضاد میان سیری شکمی و گرسنگی سلولی باعث می شود مفهوم کالری به عنوان یک شاخص برای کنترل وزن، بسیار ناکارآمد و گیج نماینده به نظر برسد.
نتیجه گیری: فراتر از اعداد، به سوی کیفیت
در نهایت، کالری تنها یک واحد فیزیکی برای سنجش گرماست، نه یک راهنمای کامل برای سلامت انسان. سردرگمی مردم از این واژه کاملاً موجه است، زیرا بدن ما نه یک کوره حرارتی، بلکه یک سیستم بیوشیمیایی فوق العاده پیچیده است. برای رهایی از این ابهام، باید یاد بگیریم که به جای تمرکز وسواسی بر کمیت اعداد روی برچسب ها، به کیفیت ماتریکس غذا، سلامت میکروبیوم روده و پاسخ های هورمونی بدنمان توجه کنیم. کالری ها ممکن است روی کاغذ برابر باشند، اما در داخل بدن، سرنوشت های کاملاً متفاوتی را رقم می زنند. درک این تفاوت، کلید اصلی رسیدن به تناسب اندام پایدار و سلامتی واقعی است.
سوالات متداول (Smart FAQ)
1. آیا ممکن است با وجود خوردن کالری بسیار کم، وزن ما استپ کند؟
بله، وقتی کالری دریافتی به شدت و به مدت طولانی کاهش می یابد، بدن وارد شرایط بقا شده و متابولیسم پایه را برای حفظ انرژی کاهش می دهد. این فرآیند که ترموژنز انطباقی نام دارد، باعث می شود کاهش وزن متوقف شده و بدن حتی با مقادیر بسیار اندک غذا نیز وزن خود را حفظ کند. برای شکستن این سد، به جای کاهش بیشتر کالری، باید بر بهبود کیفیت پروتئین و فعالیت های مقاومتی تمرکز کرد.
2. تفاوت کالری موجود در مواد غذایی پخته و خام چیست؟
پختن مواد غذایی باعث شکسته شدن پیوندهای شیمیایی و تخریب دیواره های سلولی سخت می شود که دسترسی آنزیم های گوارشی به انرژی را تسهیل می نماید. به همین علت، کالری قابل جذب در غذاهای پخته معمولاً بیشتر از معادل خام آن هاست، حتی اگر وزن ماده غذایی تغییری ننموده باشد. این یکی از دلایلی است که رژیم های خام خواری اغلب منجر به کاهش وزن سریع تر می شوند.
3. آیا فناوری های پوشیدنی نو دقت 100 درصدی در محاسبه کالری سوزی دارند؟
طبق پژوهش های نوین، حتی پیشرفته ترین ساعت های هوشمند نیز تا 25 درصد خطا در تخمین کالری مصرفی دارند زیرا نمی توانند نرخ متابولیسم پایه لحظه ای را اندازه گیری نمایند. این دستگاه ها صرفاً بر اساس الگوریتم های میانگین و حرکت سنج عمل می نمایند و تفاوت های ژنتیکی در بهره وری انرژی را در نظر نمی گیرند. استفاده از این اعداد به عنوان معیار مطلق برای خوردن غذای بیشتر پس از ورزش، یکی از دلایل اصلی شکست در رژیم هاست.
4. چرا بعضی افراد مدعی اند که قند کالری بدتری نسبت به چربی دارد؟
این ادعا ریشه در واکنش هورمونی متفاوت بدن دارد؛ قندهای ساده باعث ترشح شدید انسولین می شوند که مستقیماً فرآیند چربی سوزی را متوقف و ذخیره سازی را فعال می نماید. در مقابل، چربی های سالم پاسخ انسولینی بسیار کمی دارند و سیگنال سیری طولانی مدتی به مغز ارسال می نمایند. بنابراین، اثر بیولوژیکی کالری قند بر چاقی بسیار مخرب تر از همان اندازه کالری در چربی های طبیعی است.
5. آیا نوشابه های رژیمی با صفر کالری واقعاً به کاهش وزن یاری می نمایند؟
شیرین نماینده های مصنوعی اگرچه کالری ندارند، اما ممکن است باعث تغییر در فلور میکروبی روده و افزایش مقاومت به انسولین در بعضی افراد شوند. بعلاوه، طعم بسیار شیرین آن ها می تواند باعث اختلال در مرکز پاداش مغز و تمایل بیشتر به مصرف کالری در وعده های بعدی شود. تحقیقات در دست انجام نشان می دهند که صرفاً حذف کالری بدون اصلاح رفتار چشایی، منجر به موفقیت بلندمدت نخواهد شد.
6. نقش ژنتیک در جذب کالری تا چه حد جدی است؟
ژنتیک معین نماینده تراکم آنزیم های گوارشی در بزاق و روده است که به طور مستقیم بر سرعت شکستن کربوهیدرات ها و چربی ها تأثیر می گذارد. بعضی افراد به طور طبیعی کالری کمتری از غذاهای نشاسته ای جذب می نمایند، در حالی که بعضی دیگر سیستم جذب بسیار کارآمدی دارند. این تفاوت های فردی باعث می شود که یک برنامه غذایی واحد برای همه افراد نتایج یکسانی نداشته باشد.
7. آیا زمان خوردن کالری در جذب آن موثر است؟
بله، ریتم شبانه روزی بدن (Circadian Rhythm) بر حساسیت به انسولین و سرعت متابولیسم تأثیر می گذارد و بدن معمولاً در طول روز کالری را بهتر مدیریت می نماید. مصرف کالری زیاد در اواخر شب با افزایش ذخیره سازی چربی و اختلال در کیفیت خواب همراه است که خود متابولیسم را در روز بعد کند می نماید. هماهنگی زمان وعده های غذایی با ساعت بیولوژیک، می تواند بهره وری کالری را بهبود بخشد.
8. آیا فیبرها واقعاً کالری منفی دارند؟
چیزی به نام کالری منفی به معنای واقعی وجود ندارد، اما فیبرها جذب کالری سایر مواد مغذی را کاهش می دهند و برای هضم به انرژی احتیاج دارند. آن ها با ایجاد سد فیزیکی در روده، سرعت جذب قندها را کم نموده و بخش قابل توجهی از انرژی خود را به صورت دفعی از بدن خارج می نمایند. بنابراین، افزایش فیبر یکی از هوشمندانه ترین روش ها برای کاهش تراکم کالری واقعی رژیم غذایی است.
9. آیا استرس می تواند کالری سوزی را متوقف کند؟
استرس مزمن باعث ترشح مداوم کورتیزول می شود که به بدن دستور می دهد انرژی را به صورت چربی در ناحیه شکم ذخیره کند. حتی اگر کالری کمی مصرف کنید، محیط هورمونی ناشی از استرس مانع از دسترسی بدن به ذخایر چربی برای سوخت وساز می شود. مدیریت فشارهای روانی به اندازه شمارش کالری در تنظیم ترکیب بدنی اهمیت دارد.
10. چرا بعد از قطع رژیم، وزن سریع تر از قبل برمی شود؟
در طول رژیم های سخت، بدن توده عضلانی را برای کاهش مصرف انرژی از دست می دهد که منجر به کاهش نرخ متابولیسم پایه می شود. وقتی فرد به کالری قبلی بازمی شود، بدنی با متابولیسم ضعیف تر دارد که مستعد ذخیره سازی سریع تر است. این پدیده اثر یو-یو نامیده می شود و نتیجه تمرکز بر کاهش وزن به جای حفظ عضله است.
11. آیا مصرف آب سرد باعث کالری سوزی می شود؟
بدن برای هم دما کردن آب سرد با دمای داخلی خود انرژی مصرف می نماید، اما این اندازه بسیار ناچیز و حدود 8 کالری برای یک لیوان است. اگرچه این اندازه در بلندمدت اثر معجزه آسایی ندارد، اما هیدراته ماندن برای عملکرد بهینه آنزیم های چربی سوز لازم است. نوشیدن آب کافی به طور کلی اشتهای کاذب را کاهش داده و مدیریت کالری را آسان تر می نماید.
12. تاثیر خواب بر مدیریت کالری چیست؟
کم خوابی باعث افزایش هورمون گرلین (گرسنگی) و کاهش هورمون لپتین (سیری) می شود که تمایل به غذاهای پرکالری و کربوهیدراتی را تا 45 درصد افزایش می دهد. بعلاوه، خستگی ناشی از بی خوابی باعث کاهش فعالیت های بدنی غیرارادی و افت متابولیسم در روز بعد می شود. خواب باکیفیت یکی از ارکان نادیده گرفته شده در معادلات کالری است.
13. آیا سرکه سیب واقعاً جذب کالری را کاهش می دهد؟
اسید استیک موجود در سرکه سیب می تواند سرعت تخلیه معده را کاهش داده و پاسخ گلوکز خون به غذاهای نشاسته ای را ملایم تر کند. این امر به کنترل سطح انسولین یاری نموده و ممکن است به طور غیرمستقیم جذب کالری را در بعضی افراد بهبود بخشد. با این حال، سرکه سیب یک راه حل جادویی نیست و باید به عنوان بخشی از یک الگوی تغذیه ای صحیح مصرف شود.
14. چرا برچسب های غذایی اجازه 20 درصد خطا در کالری را دارند؟
نهادهای نظارتی به علت تنوع طبیعی در مواد اولیه و فرآیندهای فراوری، اجازه می دهند کالری واقعی تا 20 درصد با عدد روی برچسب تفاوت داشته باشد. این یعنی یک میان وعده که روی آن 500 کالری درج شده، ممکن است عملاً 600 کالری داشته باشد. آگاهی از این حاشیه خطا نشان می دهد که چرا تکیه صرف بر اعداد برچسب ها می تواند منجر به عدم نتیجه گیری در رژیم شود.
تجربه شما از شمارش کالری چیست؟
آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که با وجود رعایت دقیق کالری ها، به نتیجه دلخواه نرسیده باشید؟ به نظر شما کدام بخش از این محاسبات آزاردهنده تر است؟ نظرات و تجربه های ارزشمند خود را در بخش دیدگاه ها با ما به اشتراک بگذارید تا با هم به درک بهتری از پیچیدگی های بدن انسان برسیم.
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان شناسی و جنبه های فرهنگی و اجتماعی آن ها می نویسد و کوشش می نماید دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همیشه در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.
دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران